شاهكار رسانه ايي در ماه عسل
ماه رمضان ماه احياست و برنامه «ماه عسل»، شب قدر رسانه ملي است، كه اگر
قدر آن دانسته شود، ميتواند با تعيين درست مسير سالانه رسانه ملي، تقدير
تلويزيون را به درستي رقم بزند. تلويزيون رسانهاي است كه اگر زنده بشود و
زنده باشد، ميتواند زندگيساز باشد. برنامه «ماه عسل» با اجراي احسان
عليخاني يكي از نابترين و خلاقانهترين و بوميترين توليدات تلويزيون است
كه اي كاش برنامههايي از اين جنس، با همين كيفيت و با نوآوريهاي مداوم،
هر لحظه به شكلي، در مناسبتها و فصلهاي ديگر سال ادامه يابد.
هميشه از
اينكه بهترين ساعتهاي مردم به هنرپيشهها و فوتباليستها و برخي چهرهها و
جريانات از اين سنخ و از حوزههاي شبهفرهنگي و بعضاً ضد فرهنگي اختصاص
مييابد، شاكي بودهام و اين شكايت را هم بسيار اين طرف و آن طرف گفتهام و
نوشتهام و ناجوانمردي است اگر درباره «ماه عسل» به شكرانه چيزي ننويسم.
هميشه معتقد بودهام و هستم كه بسياري از آدمهاي معمولي ميتوانند در
جذابترين صورت رسانهاي در خدمت ذكر خدا مطرح شوند؛ به شرط آن كه گروهي
توانمند و كاربلد وقت بگذارند و كار كنند و زمينه طرح درست اين آدمها را
فراهم كنند.
جدا از اين بحث، تجربه انقلاب اسلامي و معنويت و مرگآگاهي و
پيوندي چنين وثيق با ولايت الهي در تاريخ بشري، تجربهاي كم نظير است كه
در صورت طرح درست رسانهاي ميتواند نسل جوان ما و نيز جهان ما را تحت
تأثير قرار دهد. اين ماجرا از يك سو فرصتي براي رسانه انقلاب اسلامي است و
از سوي ديگر نپرداختن به آن گناهي عظيم و نابخشودني براي اهالي رسانه
انقلاب اسلامي خواهد بود كه بيگمان بايد در پيشگاه عدل الهي پاسخگوي آن
باشند.
ديشب در برنامه «ماه عسل» يك شاهكار رسانهاي اتفاق افتاد. روايت
هفتخوان زندگي رزمندهاي همداني با پدر و مادري كرو لال، اگر پاي جبهه و
جنگ هم به ميان نميآمد، براي يك برنامه ماه عسل به تنهايي كافي بود. نقل
دشواريهاي بزرگ كردن چنين فرزندي و بعد داستان جبهه رفتناش و آن گاه دو
بار تشييع و تدفين، يك بار بدون جنازه و يك بار با جنازهاي با حداكثر
شباهت، در حدي كه خال روي دست هم يكسان است، اين حماسه را لحظه به لحظه
تكميل كرد و تعليق برنامه اندك اندك با نقل خوابهاي اين مادر كر و لال كه
خبر از زنده بودن و اسارت فرزندش ميداد و با نقل قصه بازگشتن شهيد قصه، و
حضورش در پنجره «ماه عسل» با همراهي موسيقي بوي پيراهن يوسف مجيد انتظامي،
به لطف خدا در بهترين شكل ارائه تلويزيوني عرضه شد.
حتي اندك اخلالي كه
آگهي تلويزيوني در برنامه ايجاد كرد به بهترين صورت ممكن با پخش يك ترانه
بعد از تبليغات رفع شد و يك شاهكار تلويزيوني رقم خورد. طبيعي است كه اصل
پخش آگهي تلويزيوني در دل چنين برنامهاي جاي حرف دارد و اصل آگهيهايي كه
وزن زن و مرد و دختر و پسر خانواده را يكي يكي ميپرسند و جمع مي زنند و
بعد وعده جايزهاي هموزن مجموع وزنهاي خانواده ميدهند! نيز جاي طرح
شكايت در دادگاه صالحه دارد، به ويژه وقتي كه حتي اين دنياگرايي ابلهانه هم
با نمادهايي غريبه و مهاجم همچون لورل و هاردي عرضه شود!
بگذريم حلاوت
برنامه «ماه عسل» ديشب چنان بود كه شايسته است فعلاً از طرح شكايتها
بگذريم و فقط به شكر بپردازيم و به همه عوامل اين برنامه به ويژه مجري، دست
مريزاد بگوييم. مادر كرو لالي كه نميتوانست جز به اشاره از رنجهاي
بينهايتش بگويد، بهترين و نابترين استعاره براي نگفتههاي ايران عزيز
ماست. و درود خدا بر بچههاي ماه عسل كه به قدر ساعتي آن چه بايد باشند
بودند و به بهترين نحو ترجمان رنج و عزت و حماسه مردم ما شدند. «ماه عسل»
توانسته است با زبان و لحن انقلاب اسلامي، مردم را وارد رسانه كند و در
مسير ذكر الهي گام بردارد. «ماه عسل» ثابت كرده است كه ميشود با چهره
سوخته جواني مظلوم و بدون توسل به ابروهاي برداشته هنرپيشگان و ...
جذابترين محتواها را براي تلويزيون توليد كرد و به جاي سرگرمي و غفلت،
بيداري آفريد.
يك نكته بسيار مهم را نبايد از ياد برد كه زمان برنامه
«ماه عسل»، قبل از افطار است و همين انتخاب درست زمان قطعاً يكي از عوامل
بركت اين برنامه است، همانطور كه طبيعي است برنامههايي كه تا نصف شب ادامه
مي يابند و نماز صبح مخاطبان را قضا ميكنند، نتوانند بيداريآفرين باشند.
رسانه
ملي اگر شاهكارهايي از اين دست را كه بحمدلله در تاريخ اين رسانه كم هم
نيست، پيش چشم قرار دهد ميتواند رسانه واقعي انقلاب اسلامي باشد. و چه كسي
گفته كه صدا و سيما با تربيت نيرو و مطالبه جدي مديرانش، نميتواند
تجربيات ناب خود را بازتوليد كند. چرا ما نبايد به جاي توليدات بيماري چون
ساختمان پزشكان، شاهد بازتوليد مجموعه هايي مثل «قصههاي مجيد» و «خانه
سبز» و «وضعيت سفيد» و «رقص پرواز» و «مختارنامه» و «روزي روزگاري» با
كيفيت فني بهتر و با گرايش بيشتر به نشانه شناسي انقلاب اسلامي باشيم.
در
اين ماه عزيز براي احسان عليخاني و گروهش و همه عزيزاني كه در صدا و سيما
به مسئوليت خود واقف هستند، دعا ميكنيم تا خدا توفيقشان بدهد و روز به روز
بيشتر شوند و نيز دعا ميكنيم تا از آفات رسانه بركنار بمانند